تبليغاتX
PrincetonGirls

 

× همین نزدیکی هاست ...

 

تو هم صدای امواج را می شنوی ؟

افق آبی را می بینی ؟

می بینی آسمان چطور دلش را به دریا زده ؟

می بینی در دور دست ها ، آسمان و دریا یکی شده ؟

می بینی آرامش امواج را که در بستر وسیع دریا چه هماهنگ شده ؟

می بینی جذبه ی دل انگیز دریا را ؟

 

بیش از این ها می خواهم برایت بگویم ، اما امروز بغض هایم بیشتر از نوشته هایم است .

 

دلم می خواست برایت از شنیده هایم بگویم ، اما انگار بهترین بهانه ام برای نگفتن ، فراموشی است .

 

فکر می کنم خدایم همین نزدیکی ها ، کنار ساحل نشسته باشد . باید پیدایش کنم و از او بخواهم تا برایت بگوید ، چیزهایی را که به دنبالش می گردم . . .

 

 

                               

 

 

× هفت بار از روح خودم متنفر شدم :

 

نخستین بار زمانی بود که او خود را ذلیل کرد تا ارتقا پیدا کند .

 

بار دوم ، زمانی بود که او در برابر دیدگان افلیج ، جست و خیز می کرد .

 

بار سوم ، زمانی بود که او بین دشوار و آسان متحیر شد ، و او آسان را انتخاب کرد .

 

بار چهارم ، زمانی بود که خطایی مرتکب شد و با این گفته که دیگران نیز خطا می کنند ، خود را تسکین داد .

 

بار پنجم ، زمانی بود که به دلیل ضعف خویش ، تحمل کرد ،  اما تحمل خویش را حمل بر قدرت خویش کرد .

 

بار ششم ، زمانی بود که صورتی زشت را نکوهش کرد و ندانست که آن صورت ، یکی از نقاب های خود اوست .

 

بار هفتم ، زمانی بود که ترانه ی مدحی سرود و آن ترانه را فضیلت خویش تلقی کرد .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 0:23  توسط فرزانه  | 

الا يا ايها الاساقي ادر كأَ سا" و ناولها

كه عشق آسان نمود اول ،ولي افتاد مشكلها

به بوي نافه اي كاخر صبازان طره بگشايدند

زتاب جعد مشكينش چه خون افتاد در دلها

مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم

جرس فرياد مي دارد كه بر بنديد محملها

به مي سجاده رنگين كن،گرت پير مغان گويد

كه سالك بي خبر نبود ز راه و رسم منزل ها

شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هايل

كجا دانند حال ما سبكباران ساحل ها

همه كارم ز خود كامي به بند نامي كشيد آخر

نهان كي ماند آن رازي كز او سازند محفل ها

حضوري گر همي خواهي از او غافل مشو حافظ

متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها

***

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/30ساعت 19:25  توسط نسرين  | 

نرو... تو هم مثل من نمی تونی دووم بیاری نرو ، تو هم مثل من تو غصه کم میاری نرو ...

 

 نرو... تو هم می پوسی می میری بی من، نرو، تو هم طاعون غم میگیری ای من نرو ...

 

نرو ... تو که میدونی من بی تو ، تو بی من یعنی حسرت ، تو که میدونی بی جواب می مونه عشق و عادت ، تو که می دونی کم میشم ، تو که میدونی کم میشی ، تو که می دونی هم آغوش غم میشی، نرو...

 

داری جواب روزاتو چی میدی ، حرفای ما رو تو گوش کی میگی ، تو میدونی توی این بچه بازی ، منو تو هر دو بازنده ی بازی ...

 

نرو که رفتنت صلاح ما نیست ، ببین جدایی تو نگاه ما نیست ، نرو نذار بگن عشق یعنی حسرت ، نذار که این تمنا بشه نفرت...

 

نرو ... تو که میدونی من بی تو، تو بی من یعنی حسرت ، تو که می دونی بی جواب می مونه عشق و عادت ، تو که می دونی کم میشم ، تو که میدونی کم میشی، تو که میدونی هم آغوش غم میشی ، پس نرو... 

 

 

***

 

        

* امتحانات نهایی شروع شد . شما رو به خدا یادتون نره برای ماها دعا کنین . دوستتون داریم . *

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/30ساعت 0:41  توسط فرزانه  | 

 

ياهو فيلم  300 را به راي گذاشته تا کاربران در موارد مختلف به اين فيلم راي دهند و نتيجه آن قطعاً در تصميم گيريهاي مختلف همانند فروش گيشه بي ناثير نيست .
 
شما هم با مراجعه به لينك زير به اين قيلم ضد ايراني راي F را بدهيد، تا اين لحظه حدود 20000 نفر به اين فيلم راي داده اند و اين فيلم رتبه نه چندان خوب ‌‌‌B را دارد، همت کنيد و رتبه آنرا به زير C برسانيد.

روی لینک زیر:
 

کليک کرده و در صفحه اي که باز مي شود گزينه Write your own review را انتخاب و سپس همه گزينه ها را F انتخاب کرده و پس از تايپ متن اعتراضيه اي در کادرهاي محاوره اي پايين صفحه
کليد
Post Review را فشار دهید.
همت كنين بچه ها ..
 
 
اگر خواستيد يكي از دو متن اعتراض آميز زير رو هم در پايين همون صفحه paste  کنيد  ..خيلي مهمه يادتون نره ..
 

 

 عنوان :
 It is awfu l !!!! very bad copy from lord of rings



متن :
 
Ignorance is a shame; and also it is a shame to humiliate a great nation and a great history like Persian, with a combination of ignorance, illiteracy and hesitation.
It is geart pity for Warner Brothers and Mr. Zack Snyder.

The following comments illustrate what was the real Persia and what was the real Persian empires.... I am Cyrus, king of the world, great king, legitimate king,... I did not allow anybody to terrorize [any place] of the [country of Sumer ] and Akkad .... I abolished forced labour ...
 
 
یا متن زیر:
 
 
picture of persians in this movie is not real ,,and the total story is fake.while Iranian had
 Senate and the made the first human being rights, How come warner brothers company shows Iranian wild and without culture. Iranians had Persian Empire and their
power was equal to Greecs or Romans.300 against a million people is a joke
__._,_.___
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/09ساعت 14:17  توسط نسرين  | 

نگاهی به فیلم جنجال برانگیز 300

تحریف تاریخ

 

در نهم مارس سال 2007 فیلمی در سینماهای آمریکا و 158  سینما در دیگر کشورهای جهان به نمایش در آمد که جنجالی وسیع در ابعاد تاریخی ، فرهنگی و ملیتی به راه انداخت . نام فیلم 300 ساخته ی ژاک اشنایدر و محصول کمپانی برادران وارنر بود . البته این اولین فیلمی نیست که در آن به تاریخ و فرهنگ کشوری حمله می شود . از سالهای نه چندان دور ، امپریالیسم آمریکا با هر کشوری که دشمنی و خصومت داشته از راه استفاده از ابزار تصویری هالیوود ، فرهنگ و مردم آن کشور را به سخره گرفته است . فیلم هایی همچون " لورنس عربستان " که اعراب را انسانهایی کودن و بی شعور و فاقد تمدن نشان می داد یا فیلم " دروغهای حقیقی " که مسلمانان را تروریست نشان می داد ، نمونه هایی از فیلم ها هستند.

هالیوود برای نخستین بار با فیلم سراسر دروغ " بدون دخترم هرگز " که بر اساس کتابی دروغین نوشته ی " بتی محمودی " و ساخته ی یک کارگردان اسرائیلی بود به ایران و مردم آن توهین کرد و بارها با فیلمهای مختلفی از این دست ، سعی کرد که وجهه ی مردم ایران را در سطح جهان تخریب کند .

پس از مدتها ، سردمداران آمریکا به این نتیجه رسیده اند که بار دیگر با حمله به فرهنگ و تمدن ایران ، غرور مردم این سرزمین را جریحه دار کنند . نمونه ی بارز این تهاجم ، فیلم هایی است همچون " اسکندر " ساخته ی مضحک الیور استون و " 300 " ساخته ی مضحک تر ژاک اشنایدر .

 

داستان فیلم :

این فیلم بر اساس داستانهای مصور فرانک میلر ساخته شده و قصه ی رویارویی نبرد سپاه یک میلیون نفری خشایار شاه با سیصد سرباز از جان گذشته ی اسپارتی به رهبری لئونایدیس است ! 300 نشان می دهد که لشگر خونخوار ایران با سپاهیانی با شکل وشمایل دیو و هیولا چگونه به یونان حمله میکند و مردم آنجا را به خاک و خون می کشد و چگونه سیصد سرباز با از جان گذشتگی تا آخرین نفر جلوی سپاه ایران می ایستند !

 

پس از اکران :

پس از اکران ،موج گسترده ای از اعتراضات ایرانیان نسبت به این فیلم توهین آمیز ، سراسر آمریکا را فرا گرفت . در اولین واکنش به این فیلم 5000 نفر از ایرانیان مقیم لس آنجلس با ارسال نامه ای اعتراض آمیز به کمپانی برادران وارنر ، خواستار عذر خواهی دست اندر کاران فیلم از مردم ایران شدند . پس از این واکنش ، تعداد دیگری از ایرانیان سراسر دنیا با فرستادن نامه هایی دیگر ، خواستار تحریم این فیلم از سوی تماشاگران شدند .

در ایران نیز علاوه بر موضع گیری رسمی مقامات فرهنگی و هنری کشور ، نسبت به این فیلم موهن ، عده ای از کاربران اینترنتی با ساخت یک بمب گوگلی و دعوت از دیگر کاربران اینترنت ، خواستار امضای آنها در اعتراض به این فیلم شدند .

اعتراض به دلیل تحریف قصه و نوع شخصیت پردازی این فیلم بود و اینکه اشنایدر با چه مجوزی اقدام به تخریب چهره ی ایرانی و تحریف تاریخ و تمدن ایران کرده است . این فیلم از نظر لوکیشن ، بسیار محدود است و تنها لوکیشن های آن شهرهای مونترال و کبک کانادا است و باقی فیلمبرداری در استودیو به صورت ُSpecial Effect  در مقابل پرده ی آبی انجام گرفته است .

کارگردان در این فیلم از روایت مورخان دروغ پرداز غربی پیروی کرده است . در مورد به تصویر کشیده شدن خشونت و خون و خونریزی ایرانیان به گفته ی همان مورخان ، پادشاهان هخامنشی چون بر کشوری دست می یافتند ، با مردمان آنجا به نرمی و بزرگواری رفتار می کردند و آیین و مذهب و فرهنگشان را محترم می شمردند . با این وصف ژاک اشنایدر در مورد ایرانیان دروغ بافته است . در مورد لشگر ایران و چهره پردازی آنها نیز کارگردان نهایت توهین و بی ادبی را روا کرده است . به صورتی که خشایار را مردی سیاه چهره و بلند قد با بدنی برهنه که همچون زنان مقدار زیادی طلا و جواهرات به خود آویخته است ، به تصویر می کشد و در نهایت جسارت او را فردی همجنس باز معرفی می کند !

عوامل فیلم از جمله طراح لباس و متخصصان چهره پردازی حتی این زحمت را به خود نداده اند که درباره ی نوع پوشش و لباس هخامنشیان و آرایش آنها در گذشته تحقیق کنند و در عوض در خیال خود اقدام به این کار کرده و آنها را با چهره هایی همچون هیولا و دیو و سوار بر حیواناتی چون فیل های غول پیکر و کرگدن ترسیم کرده اند .

جالب اینکه برخی از کارگردانان برجسته ی هالیوود با مضحک خواندن فیلم 300 گفته اند ، اشنایدر علاقه ی زیادی به فیلم ارباب حلقه ها داشته و قسمت چهارم آنرا ، اما به صورت جعلی ساخته است .

بد نیست بدانیم که ویل دورانت در صفحه ی 234 کتاب زندگی یونان می نویسد : (( داریوش و خشایار شاه ، پدر  پسر ، هر دو مردانی شایسته و تربیت یافته بودند و خطاست که جنگهای بین ایران و یونان را جنگ میان توحش و تمدن بپنداریم . ))

از جمله موارد دیگر این فیلم ، اغراق در مورد تعداد نفرات دو طرف است که ایرانی ها را یک میلیون نفر و اسپارتی ها را سیصد نفر ذکر می کند . بنابر گفته ی مورخان ، سپاه ایران بین سی تا چهل هزار نفر بوده و اسپارت ها نیز بین هزار تا هزار و پانصد نفر بوده اند که این درگیری در منطقه ای دور از یونان و به جهت معطل کردند لشگر ایران رخ داده است .

اما اعتراضات تنها به ایرانی ها ختم نشد و تعدادی از فرهنگیان و هنرمندان یونانی ، با اینکه در این فیلم ، چهره ای شجاع و دلیر و میهن دوست از آنها نشان داده شد ، در اعتراض به این فیلم اعلام کرده اند که چهره ی اسپارتی ها در این فیلم انسانهایی علاقه مند به درگیری و کشتار و خونریزی نشان داده شده است که این نا درست است .

این فیلم بازیگران درجه یک و معروف ندارد و کارگردان معروفی هم آنرا نساخته است . به علاوه با هزینه ی بسیار کمی ساخته شده و پر است از صحنه های خشن و کشت و کشتار . به همین دلیل اعتراضاتی نیز از سوی مردم آمریکا به وجود آمده و اعلام شده که این فیلم و صحنه های آن باعث تشدید خشونت در بین کودکان و نوجوانان در مدارس و همچنین دانشجویان در دانشگاه خواهد شد .  

 

 بر گرفته از : مجله ی اطلاعات هفتگی شماره ی 3273

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/04ساعت 17:13  توسط فرزانه  | 

سلام بر همگي:

يه عذر خواهيه خيلي بزرگ به دوست عزيزم فرزانه بدهكارم .فرزانه جون يازده فروردين تولدش بود و من قصد داشتم تولد اين عزيز رو تو وب بهش تبريك بگم اما متأسفانه و از شانس خوب من ،اون روز براي كانكت شدن مشكلاتي به وجود اومد و بعدش هم شديدا" گرفتار شدم به طوري كه  يه مدت اصلا" تو نت نمي يومدم بنابراين نتونستم تولدش رو بهش تبريك بگم(ناگفته نماند كه تشريفمونو برديم خونشون و يه چيز ناقابل رو كه خودش دستور داده بود براش كادو برديم).پس فرزانه جون معذرت.

اين روز ميمون و مبارك رو بهت تبريك مي گم:

يه قلب عاشق با يه حس لطيف و كوچك مي خواد بگه تولدت مبارك!!!
الهي كه صد سال زنده باشي به شرطي كه كمتر منو اذيت كني.

((تولدت مبارک َتولدت مبارک))

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 0:8  توسط نسرين  | 

***

 

به نظاره آسمان رفته بودم

 

گرم تماشا و غرق در اين دريای سبز معلقی که بر آن

 

مرغان الماس پر

 

ستارگان زيبا و خاموش

 

تک تک از غيب سر می زنند و دسته دسته

 

به بازی افسون کاری شنا می کنند .

 

آن شب نيز ماه با تلالؤ پر شکوهش

 

که تنها لبخند نوازشی است

 

که طبيعت بر چهره ی نفرين شدگان کوير می نوازد

 

از راه رسيد و گل های الماس شکفتند

 

و قنديل زيبای پروين  که هر شب

 

دست ناپيدای الهه ای آن را از گوشه ی آسمان

 

آرام آرام به گوشه ای ديگر می برد ، سر زد .

 

و آن جاده ی روشن و خيال انگيزی که

 

گويي يک راست به ابديت می پيوندد !

 

***

 

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم


وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم

 


وقتی که دیگر نمی توانست مر ا  دوست بدارد


من او را دوست داشتم

 

وقتی او تمام کرد

 
من آغاز کردم

 

وقتی او تمام شد

 
من شروع شدم

 

وچه سخت است


تنها متولد شدن،مثل تنها زندگی کردن،مثل تنها مردن...

 

"دکتر علی شریعتی"



 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/17ساعت 17:40  توسط فرزانه  | 

سلام بر همه ي دوستان:

من زياد وقتتون رو نمي گيرم چون فرزانه جون انقدر متنش بلند بالا هست كه ديگه  وقت به من نميرسه.

خب ديگه بچه دلش تنگه مي ياد خودشو اينجا خالي مي كنه!

فقط يه جمله كوتاه و مختصر:

سال جديد بر همتون مبارك، تعطيلات خوبي داشته باشيد.                                                 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/29ساعت 20:26  توسط نسرين  | 

 

 یا مقلب القلوب والابصار ... حول حالنا الی احسن الحال !

 

 

فقط چند ساعت دیگه باقی مونده تا امسال هم تموم شه . یک سال گذشت . درسته که می گیم فقط یک سال . اما 365 روز هم  به خودی خود زمان طولانی ای هست . 365 روز از اون مدت عمری که خدای مهربون برای هر کدوم از بنده هاش رقم زده سپری شد .

 

امسال واقعا سال پر باری بود . برای خود من شش ماه اولش مثل یه رویا بود . رویایی که هنوزم که هنوزه ، هر وقت بهش فکر می کنم نمی تونم باور کنم که اون فردی که همه ی اتفاقات اون دوره براش پیش اومد و رقم خورد ، کسی نبود جز خود من .

 

29 خرداد 85 تا 12 تیر ، یه سفر جادویی داشتم به یه سرزمینی که برای من کاملا ناشناخته بود . اون سفر برای من نتایج پر باری داشت . همون سفر بود که باعث شد آفریننده مو بهتر بشناسم ، به بهترین دوستم نسرین  نزدیکتر بشم و حتی تفکراتم نسبت به گروه خاصی از افراد فوق العاده تغییر کرد . تونستم به این نکته پی ببرم که توی همین قشر خاص هم میشه افرادی رو پیدا کرد که ستایش برانگیز باشن . و از همه مهمتر یه حس قشنگ و متعالی توی روح و وجود من شکوفا شد .

 

اما بعد با شروع سال تحصیلی ، درسهای سنگین ... امتحان های نفس گیر ... همه و همه، حسابی ما رو به خودش مشغول کرد . دی ماه بود که با شروع امتحانات ترم اول حداقل من یکی تونستم یه نفس راحت بکشم . نسرین معتقده که اصلا آدم نرمالی نیستم . چون توی امتحانات حسابی به من خوش گذشت . البته نمرات درخشان کارنامه هم باعث انبساط خاطر هر چه بیشتر من شد .

 

حالا رسیدیم به سال نو . دیگه از اون شیطنت ها خبری نیست . یعنی نباید باشه . چون یک سال بزرگتر شدیم . می دونم که امسال سال سختیه . سخت و سرنوشت ساز . امتحانات نهایی ... پیش دانشگاهی .... و از همه مهم تر کنکوری که همه ازش تو ایران به مثابه ی یه سد یاد می کنن .

 

از همین امسال شمارش معکوس شروع میشه برای کنکور . و به یه برنامه ی درست و حسابی نیاز داریم .

 

ولی من آموخته ام که اگه زندگی رو سخت بگیرم ، سخت می گذره . آموخته ام که یک درصد ، امید کمی هست ولی صفر نیست ، پس همیشه امید هست .

 

                                              

 

                                           **********

 

* اینجا کسی هست که به اندازه ی شکوفه های بهاری برایت آرزوهای خوب 

 دارد .

 

* وقت هایی که دلت می گیره می خوای زیر لب یه چیزی زمزمه کنی یه لحظه بشین به خودت فکر کن . به خودت که روحت گره خورده . به یه همراه همیشگی . کافیه آهسته اسمش رو صدا بزنی.

 

 

* نوروز، روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند .

 

 

 

 

     یه روزی ...                                        یه جایی ...

                    یه جوری ...           یه کسی ...

                                    یه چیزی ...  

 

         صبر داشته باش ... صبر داشته باش !

 

 

Happy New Year

 

 Pray For Me !  

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/29ساعت 16:7  توسط فرزانه  | 


سلام به همه ي دوستان:
به سفارش يه نفر از خودم مي نويسم:

ديروز حالم خيلي خوب بود اومدم آپ كنم نمي دونم كامپيوتره و اينترنته با من شوخيش گرفته بود  محض رضاي خدا هيچ صفحه اي باز نشد، در عوض امروز حالم شديدا"خرابه. راست مي گن ها: دنيا روي يه پاشنه نمي چرخه«گهي پشت به زين و گهي زين به پشت».امروزم براي من از اون روزا بود. چيزايي كه ديشب مي خواستم بذارم تو وب الان ميذارم ،پايين همين متنه نگاه كن: 
     

معناي زنده بودن من با تو بودن استَ نزدیک... دور... سير... گرسنه... رها... اسير... دلتنگ... شاد...
آن لحظه اي كه بي تو سرآيد  مرا مباََد مفهوم مرگ من در سر افرازي تو در كنار تو مفهوم زندگيست.


زندگي گرميه دلهاي به هم پيوستست
تا درآن دوست نباشد همه درها بستست

 

    زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست
  هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود
           صحنه پيوسته به جاست
    خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد

 

براي همتون دعا مي كنم از صميم قلب كه انشالله هميشه شاد و خرم باشید.


دو تا مطلب جالب علمي:

17/11/1385 ساخت حسگرهاي اجسام با جرم بسيار كوچك
فيزيكدانان امريكايي «نانواهرمي» ساخته‌اند كه مي‌تواند ميزان جرم‌هاي بسيار كوچك را در هر حالت اندازه بگيرد اين در حالي است كه ابزارهاي گذشته‌ي اندازه‌‌گيري تنها در شرايط بالاي خلأ يا دماهاي تبريدي كار مي‌كردند.

8/11/1385 وجود برق در سطح كره‌ي ماه، چالشي جديد براي سلطه بر ماه
دانشمندان دريافته‌اند سطح كره‌ي ماه مي‌تواند با هزاران ولت جريان برق شارژ شود كه اين جريان - كه مي‌تواند تجهيزات الكتريكي را نيز مختل كند - بر روي طرح‌ها و برنامه‌هاي مستعره‌سازي و استفاده از منابع ماه تأثير خواهد گذاشت.

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/27ساعت 0:25  توسط نسرين  |